أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

338

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

حضرت شيخ را چه شده است « 27 » فرمود كه فرزند رسول خداى صلى الله عليه و آله حبس كرده‌ايد و ميترسم كه آتش دوزخ شما را بگيرد پس اتابك پشيمان شد و بفرمود تا ويرا رها كردند و ميگويند چون شيخ زين الدين مظفر وفات كرد قاضى شرف الدين محمد جنازه او بر دوش نهاده بود و مىگفت گامى بگامى و كلمه به كلمه و ثنا بر وى ميگفت « 28 » و روايت كرده‌اند كه روزى شيخ روزبهان در قيلوله بود و قاضى بيامد بديدن شيخ چون بدانست كه شيخ در خوابست پارهء راه بازگشت . چون شيخ را خبر دادند و از خواب بيدار شد پاى تهى از عقبش بدويد تا وى را دريافت بعد از آن فرمود كه رسول خداى صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب اين ساعت ديدم و فرمود كه برخيز كه فرزند من محمد ميخواهد كه ترا ببيند و ميگويند روزى در دكانى بنشست و ظرفى ماست در آنجا نهاده بود « 29 » و دست كرد و تمام آنچه در ظرف بود ريخت خلق تعجب نمودند و نظر كردند مارى در قعر آن ظرف مرده بود پس با صاحب ظرف گفت اين ظرف را بشوى و سر اين ظرف در شبها رها مكن بعد از آن در سال ششصد وفات كرد « 30 » و او را در بقعه خود دفن كردند برابر مسجد عتيق كه معروفست به قاضى شرف - الدين رحمة الله عليه .

--> ( 27 ) - ذو القدر الرفيع و النسب الصحيح و المجد العالى و العز الباذخ ولى قضاء شيراز سنين و كان مشارا اليه فى العلم و التقوى قد جمع الله له رتب الدنيا و الاخرة و رزقه الله من الحلال اموالا كثيرة و ضياعا و عقارا ينفق منه و يعرف نعم الله تعالى عليه و كان الملوك يهابونه و يحسدونه و اوجسوا منه خيفة مرة لما رأوا به من الجاه و الجلالة و كثرة الاتباع فحبسوه و كان جدنا الشيخ زين الدين مظفر بن روزبهان ممن يحبه فى الله فمشى الى باب الاتابك سعد و جعل يقول النار النار فقيل ما بال الشيخ ( شد الازار ) . ( 28 ) - جها : جنازه او بر دوش گرفته بود هر قدمى كه مينهاد ثناى وى ميگفت و لما توفى الشيخ زين الدين مشى القاضى تحت جنازته و اثنى عليه و قال خطوة بخطوة و كلمة بكلمة ، ( شد الازار ) . ( 29 ) - مد - جها : و ظرفى در آنجا نهاده بود ( با مراجعه بمتن شد الازار متن تصحيح گرديد ) . ( 30 ) - شيرازنامه ص 154 وفات صاحب ترجمه را در سنه ششصد و چهل نگاشته است .